درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید از شما خوانندگان محترم تقاضا دارم که خودتان در باره قهرمان داستان قضاوت کنید که حقش چیست زنگ تفریحی که در لابلای داستانها برایتان می نویسم شامل دنیای فرقها است
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
داستان های پندآموز
داستانهایی که باعث تعجب آدمی می شود و زنگ تفریح که شامل دنیای فرقها است که آدمی را لحظه ای هر چند کوتاه به تفکر وا می دارد.
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: 11:30 ::  نويسنده : ffathi45       

فرق بین نزدیک و دور در آن است که هر چه به عزیزانت محبت کنی از تو فاصله می گیرند و دور می شوند ولی در عوض هر چه به آنها بی اعتنایی کنی به تو نزدیک و نزدیکتر می شوند



سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: 18:30 ::  نويسنده : ffathi45       

گل آقای قصه ما بعد از اینکه خانه و گندم های انبار شده اش در آتش سوزی سوخت مدتی را در بستر بیماری در خانه پسر بزرگش زمین گیر شده بود ولی از بس حرص مال دنیا داشت از اتقاتی که برایش پیش امده بود عبرت نگرفت و بیشتر به مال دنیا .........



ادامه مطلب ...


یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: 00:40 ::  نويسنده : ffathi45       

فرق بین آهن و طلا در آن است که آهن مهمترین کشف بشریت می باشد و با آن بیشترین کارایی در ساخت و ساز استحکام بنا از آن استفاده می کنند ولی متاسفانه کمتر ارزشی برایش قائلند  ولی در عوض طلا ارشد همه فلزات دنیا را به خود اختصاص داده همه مخصوصا خانمها خود را برده زر خریدش می کنندو خود را به آب و آتش می زنند تا به هر  قیمت شده ان را بخرندو به سر و گردن خود اویزان می کنند تا به دیگران فخر فروشند.



شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: 23:57 ::  نويسنده : ffathi45       

گل آقا بخاطر از دست دادن میوه های باغش به تکاپو افتاد تا هر چه زودتر از جایی ان ضرر بزرگ را جبران نماید بخاطر ان ضرر مالی خواب و خوراک نداشت او از طریق تجارتی می خواست آن ضایعه را جبران نماید ان سال شنیده بود در فصل برداشت گند مهای مزارع بخطر فراوانی محصول ارزان شده گل آقا شروع کرد به خریدن گندم و انبار کردنش تا ......



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: 05:55 ::  نويسنده : ffathi45       

فرق بین کج و راست در آن است که بار کج هرگز به مقصد نمی رسد چون صاحبش نادان است و جاهل او هرگز به خود اجازه فکر کردن در باره راهی که می خواهد برود را نمی دهد مسلما  در میان راه مانند خر در گل می ماند ولی در عوض راه راست و صراط مستقیم راه نجات است و ادمی را به مقصد منظورمی رساند.



سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 19:30 ::  نويسنده : ffathi45       

گل آقا باغ میوه ای داشت که در آن درختان سیب و گلابی هایش انقدر ان سال محصولش پر بار و فراوان بود شاخه هایش خم شده بود وقت برداشت ان میوها شده بود گل آقای قصه ما مقداری از ان میوها را را بار الاغشپیرش  می کند و به شهر نزدیک روستایشان  برای فروش می برد او انقدر خسیس بود با انکه محصول باغش بودراضی نمی شد به قیمتی مناسب آن میوه ها را بفروشد تا با خریداران سر قیمت میوها کنار آید او می خواست  ......



ادامه مطلب ...


یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 10:30 ::  نويسنده : ffathi45       

 فرق سرمایه دار و مستضعف در آن است که سرمایه دار دائما با ترس و دلهره بخاطر اموالش شبها سر بر بالین می نهدو تا طلوع صبح خوابهای آشفته می بیند و لحظه ای آرامش ندارد ولی مستضعف  بدون دغدغه و ترس زیر  آسمان خدا هر جا و هر زمان روی فرش زمین خدا سر بر بالین می نهد و هول و هراس از دست دادن مال نداشته اش را نمی خورد.



یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 10:18 ::  نويسنده : ffathi45       

روزی گل آقا از کوچه ای رد می شد فروشنده دورگردی را دید که چند کوزه عسلی را بار الاغش کرده و با صدای بلند فریاد می زد که عسل طبیعی کوهستان آورده ام خیلی هم خوش طعم و معطر است و قیمتش هم را با شما کنار می آیم بیاید اول آن را امتحان کنید وبعد اگر خواستید بخرید گل آقا  تا آن موقع روز که تقریبا آفتاب بالای سرش و نزدیک ظهر بود چیزی نخورده بودو کار هر روزش بود چون می خواست در خرج و مخارج روزانه صرفه جویی کند ......



ادامه مطلب ...


جمعه 08 اردیبهشت 1391 :: 19:40 ::  نويسنده : ffathi45       

فرق بین خروس و ساعت آن است که خروس سحر گاهان را فقط به یادمان می اندازد ولی ساعت آنقدرمنظم و دقیق است که ثانیه ثانیه از زمان را به یادمان می اندازد تا برای لحظه لحظه از وقتمان برنامه ریزی کنیم و به نحو احسن از ثانیه ثانیه اش استفاده کنیم و بیهوده آن را هدر ندهیم تا حسرت بیهوده تلف شدنش را نخوریم.



پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 :: 12:18 ::  نويسنده : ffathi45       

گل آقای قصه ما اینبار تصمیم می گیردبه همراه عده ای از بازرگانان مشهور شهر  به یک سفر تجارتی به سرزمینی که فرسنگها از روستایشان فاصله داشت برود و با اندوخته های چندین ساله اش می خواست تجارتی راه اندازد چون دیگ طمعش همیشه در حال جوشیدن بود.........



ادامه مطلب ...


   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران